روی تخت خوابم دراز کشیده بودم و به سقف خانه نگاه میکردم. خانه سوت و کور بود دیگر نه آق بانویی بود و نه مشتی. به خودم بدبختیهایم فکر میکردم اینکه از این به بعد با این تنهایی چه میکردم. خاله منیره و پویا هم که پروندهشان بسته شده بود... ؛
خرید کتاب آسمانی ها
جستجوی کتاب آسمانی ها در گودریدز
معرفی کتاب آسمانی ها از نگاه کاربران
کتاب های مرتبط با - کتاب آسمانی ها
خرید کتاب آسمانی ها
جستجوی کتاب آسمانی ها در گودریدز