کتاب تشنگی و گشنگی

اثر اوژن یونسکو از انتشارات ترانه-ادبیات فرانسه




خرید کتاب تشنگی و گشنگی
جستجوی کتاب تشنگی و گشنگی در گودریدز

معرفی کتاب تشنگی و گشنگی از نگاه کاربران
چیز مخوفی بود. عجیب غریب بود و از شدت عجیب غریبی مخوف بود. درست به عجیبی و مخوفی خود زندگی. تعجب می‌کنم که آدم‌های کمی خوندنش. حتی به زبان انگلیسی هم ریویوی زیادی درباره‌ش ندیدم.
به اجراش فکر می‌کنم. بعد از دیدن همچین تئاتری چقدر باید روی خودت کار کنی تا ریکاوری بشی، که سرماش از دلت بره؟
زیاد.
اینجا از آزادی می‌خونی. از عشق. از خدا. از دگم‌باوری. از موندن. از رفتن. و جالب‌تر از همه دیالوگ‌های نافرجام‌اند. دیالوگ‌هایی که دیالوگ نیستند. شکل دیالوگ دارند ولی درواقع مونولوگ‌اند. من جمله‌م رو می‌گم و ظاهراً خطاب به شما، ولی جمله‌م شنیده نمی‌شه. شما ظاهراً در پاسخ من چیزی می‌گی ولی پاسخت واقعاً ربط معنایی به حرف من نداره. می‌گی و توسط من شنیده نمی‌شی. آدم‌ها با هم حرف می‌زنند بدون اینکه شنیده بشند. با هم حرف می‌زنند بدون اینکه واقعاً حرف بزنند. انگار تو دنیای یونسکو، لااقل خیلی وقت‌ها، دیالوگ بی‌معناست و وجود نداره. چیزی که به جای دیالوگ و مفاهمه اتفاق می‌افته صرفِ تولید صدا و ادای واژه‌هاست. واژه‌ها و جمله‌ها تو فضا پرتاب می‌شند بدون اینکه به هم گیر کنند. همین‌طور معلق توی فضا می‌مونند.
بار اولم بود از یونسکو چیزی می‌خوندم. انتظار نداشتم همچین نمایشنامه‌ی فلسفی‌ای باشه. باز هم ازش خواهم خوند. دوستش داشتم، با همه‌ی مخوف بودنش یا شاید اصلاً به خاطر مخوف بودنش.

مشاهده لینک اصلی
تشنگی و گشنگی توسط رضا کرم رضایی به فارسی برگردانده شده و گمانم در اواخر دهه ی چهل شمسی چاپ و منتشر شده. یک بار هم توسط جلال آل احمد و منوچهر هزارخانی ترجمه شده که در اوایل دهه ی پنجاه شمسی منتشر شده. نمایش نامه های دیگری هم از یونسکو به فارسی برگردانده شده، از جمله؛ مستاجر جدید و رویای آمریکایی با ترجمه ی رضا کرم رضایی در سال 1350، دختر دم بخت با ترجمه ی محمد تقی غیاثی (1351) و

در مورد @تیاتر ابزورد@ اینجا را بخوانید
http://www.goodreads.com/author_blog_...


مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب تشنگی و گشنگی


 کتاب بگذار فکر کنند مرده‌ام
 کتاب کاتب اهریمن
 کتاب ارمان
 کتاب کتاب هیبریدی شازده کوچولو
 کتاب (درست) قبل از
 کتاب در باب علم