پاتریک مودیانو یکی از بهترین و خلاقترین نویسندگان زندهی فرانسه است که بیشک تاثیر بسزایی بر نویسندگان جوان گذاشته است. جی ام جی لوکلزیو، برندهی نوبل ادبی ۲۰۰۸ داستانی از جستوجوی حقیقت و گذشتهی کارآگاهی حافظهباخته که همانند همهی شخصیتهای ضد قهرمان داستانهای مودیانو، سهمی از گذشته دارد که به بویی از امروز آغشته است.
خرید کتاب خیابان بوتیک های خاموش
جستجوی کتاب خیابان بوتیک های خاموش در گودریدز
معرفی کتاب خیابان بوتیک های خاموش از نگاه کاربران
مودیانو بدون آنکه فلسفه پردازی کند، نشان می دهد که زندگی ما چیزی جز پازل هایی از خاطرات دور دست و یا نزدیک نیست. خاطراتی که بسیاری از آنها در گذر زمان رنگ می بازند. شرایطی که حتی انسان دچار تردید می شود که آیا بازیگر آن رویدادها او بوده است یا دیگری؟ زبان داستان بسیار ساده و روان است. از لحاظ کشش، بوتیک خیابان های خاموش، را می شود ظرف دو سه روز خواند و این نشانه خوبی است برای یک اثر! وقتی آخرین کلمه کتاب را میخوانی احساس بدی درباره نوع پایان بندی آن نخواهی داشت. از جمله ویژگی های کتاب، اشاره(شاید بیش از حد) به نام خیابانها، سالنها، کافه هاو... پاریس است انگار که قراردادی با شهرداری امضا کرده باشد. البته این نامها در روند اصلی داستان غالبا کاربرد دارند. ویژگی مهم دیگر در این کتاب تعدد روای است: دانای کل، اول شخص و یک روای دیگر که «زبان اسناد» است. در این زبان اسناد یک بخش دو صفحه ای به انعکاس کامل یک سند و حتی یک آدرس ساده اختصاص داده شده است که در اصل روای این بخشها، اول شخص است.
مشاهده لینک اصلی
بیشتر از کتاب هایی خوشم میاد که آخرش یه پایانی داشته باشه و به یه جایی برسه و یا حداقل بفهمم چه اتفاقی برای شخصیت ها افتاده ؟
کتاب خوبی بود ، و خوب جایزه بزرگ گنکور رو هم گرفته و پاتریک مودیانو هم شخصیت بزرگی توی ادبیات فرانسه و جهان هست ، اما من تا خود صفحه آخر منتظر بودم بفهمم برای رولاند چه اتفاقی افتاده وقتی میخواستن از مرز خارج بشن چی شده ؟ واز همه مهم تر اصلا چرا میخواستن از فرانسه خارج بشن؟ ولی خب کتاب تموم شد و جواب این سوالات رو پیدا نکردم ، ولی در کل کتاب جالبی بود و ترجمه اش هم ازین ترجمه های خسته کننده نبود که همش میخوای کتاب رو زمین بذاری!
مشاهده لینک اصلی
من تا به حال از پاتریک مدیانو تا به حال برنده جایزه نوبل ادبیات سال 2014 نبوده ام. مطبوعات اظهار داشتند کهMissing Person @ یکی از بهترین رمانهایش بود و جای خوبی برای شروع بود، به طوری که من آن را انجام دادم. من اعتقاد دارم که در سال 1970، رمان رمز و راز با محیط در پاریس، در حالی که من به یاد ندارم که در حال بیان است. گیل رولان یک کارآگاه خصوصی است و رئیس او بازنشسته می شود، که Roland را آزاد می کند تا در مورد مهم ترین مورد همه چیز را بیابد، تا متوجه شود که او واقعا چه کسی است. حافظه او از زندگی زودگذر او رفته است، گای رولاند حتی نام واقعی او را نیز نمی شناسد. فضای خالی در حافظه او از دهه 1940، اشغال پاریس توسط آلمانی ها است. پس چه كسی بود، كسی كه او می دانست چه كسی دوست دارد، چه اتفاقی افتاد؟ Roland چند سرنخ، اسامی افرادی که ممکن است چیزی را بدانند، و به عنوان او با یکدیگر ملاقات می کند، او اطلاعات بیشتری، تصاویر، نامه ها، چیزهایی را که او را بیشتر هدایت می کند، جمع می کند. قلاب در این رمان به اندازه کافی به زودی به طوری که راحت باقی می ماند . نوشتن عالی است، جای تعجب نیست، یک سبک بسیار متمایز و ساده است. چیزی در مورد آن وجود داشت که مرا به همينگوی مراجعه کرد، نه سبک، احتمالا محل و جنبه جنگ. من میخواهم بیشتر از کار Modianos بخوانم، من واقعا تحت تاثیر قرار گرفتم. تنها چیزی که من را از دادن این 5 ستاره نگه داشت، پایان بود، اما من هنوز هم با خوشحالی آن را به دوستانم توصیه می کنم.
مشاهده لینک اصلی
رمان رمز و راز حقیقی درباره یک کارآگاه مغزی که خودش را بررسی می کند. یک تمثیل در مورد پایان عمر جمعی، یادآور Sebalds Austerlitz ...
مشاهده لینک اصلی
نویسنده پاتریک مدیانو، برنده جایزه نوبل سال 2014 در ادبیات بود. این رمان جایزه معتبر Goncourt را در سال 1978 به دست آورد. این داستان در مورد یک کارآگاهی است که حافظه اش را از دست می دهد؛ و برای پرونده نهایی او برای نشان دادن هویت واقعی خود اقدام می کند. آمنیزیای اغلب نتیجه برخی از وقایع غم انگیز در افراد گذشته است. بنابراین، هنگامی که او به تدریج بخش هایی از تاریخ گذشته مرموزش را کشف می کند، حس تشدید تنش را احساس می کنم. همانطور که وی به دنبال عقب نشینی اشغال نازی ها در دهه 1940 در پاریس است (که ممکن است یا ممکن است سرنخ به گذشته اش باشد)، رمان کمتر هیجان انگیز است و بیشتر خود بازتابی در مورد هویت، حافظه و گذر از زندگی است. این داستان به من یک نقل قول از کتاب دیگری که چندین بار خوانده ام را یادآوری می کند: \"چیزی شگفت آور در سال های گذشته است که شواهد شما را شستشو می کنید، ابتدا شما، پس از آن دوستان و خانواده خود، سپس پسران که چهره خود را به یاد داشته باشید، تا زمانی که شما حتی یک حافظه را ندیده اید، فقط کربن وجود ندارد، هیچ اتفاقی بیشتر از اتم های شما نیست، و هم زمان هم آنها را تقسیم می کنند. من این قطعه را کاملا از این آثار وحشیانه و گاه شگفت انگیز یک داستان گرفتم.
مشاهده لینک اصلی
یک داستان کارآگاه که در آن فرد گمشده خود، کارآگاه خود است - یک آمینواسایی برای پیدا کردن سرنخ هایی در مورد هویت از دست رفته خود. سبک او ظریف است، و اغلب به حرکات بی صدا و یا جزئیات کمی در پس زمینه متکی است. هر جایگاهی کم رنگ شده است و تنها مشاهدات خالی از هر مکان به عنوان راوی تلاش می کند خود را مرتب سازی بر اساس. من تصور دروغین از این رمان بود، پس از Id می خوانم که مدیانو دانش آموز Queneau بود، که من برای ادبیات او را به یاد داشته باشید ژیمناستیک در تمرینات سبک. اما اگر Quenau ترجیح می دهد تظاهرات زرق و برق دار از سبک ادبی، Modiano کندتر و معتدل تر است. در نهایت، به سختی احساس کردم که هرگونه پیشرفت در همه جا اتفاق افتاده است - این به خاطر برخی از مشکالت عمدی سبک است، یا Modianos خود را در مورد ضعف حافظه بشری می اندازد؟ من گمان می کنم در اینجا چیزی کنجکاو است، اما من احساس می کنم که من این را نادیده گرفتم
مشاهده لینک اصلی
Je ne suis rienModiano به طور مداوم به شدت این بیانیه را به زودی. @من هیچی نیستم. هیچ چیز نه تنها شبح خیره کننده ای است که بر روی تراس یک کافی نت قرار دارد. من منتظر باران بودم که متوقف شدم، باران که لحظه ای شروع شد، هت من را ترک کرد. @ این، از یک بیانیه کلی، من، هیچ چیز، به یک مناسبت خاص، در تراس یک کافه ©، اما یک کلی، کافی نت بی نام، نه یک خاص (و چگونه می تواند یک شبح رنگی باشد؟)؛ سوئیچ به زمان گذشته، اما نه گذشته تاریخی، نه، ناقص، یک زمان استفاده شده برای رویدادهای به طور منظم دوباره و یا برای ناتمام ...؛ و سپس قصد آب و هوا، باران است که به نظر می رسد می تواند تا لحظه ای که Hutte برای رسیدن به سمبولیک خود رها می کند منتظر بماند، همه این تغییرات به صورت مفصل ادغام می شوند تا این روایت را از روایات، فریبنده، دنیای واقع بینانه، مثل محل درست از همان ابتدا، احساس کمتری داشتم که خواندن و رمزگشایی می کردم، از این جهت که در یک ذهن ناگهانی من در ذهنم قرار گرفتم. برای انتقال این داستان، ساده است: گای رولاند نام و مقالاتی را برای آن فرستاده است ، به عنوان یک راحتی: در واقع او هیچ یادداشتی از او ندارد، هیچ هویتی دارد، هیچ کدام. یو ne suis rien. برای سالها او با هات به عنوان یک محقق خصوصی کار کرده است. حالا که هوت به جنوب فرانسه بازنشسته می شود، رولاند تصمیم می گیرد از منابع رسمی و ارتباطات خود برای تحقیق در گذشته خود استفاده کند. هویت هایی که او کشف می کند، داستان هایی که او پیدا می کند (یا کشف؟) همه خودشان را متقاعد می کنند، نام های تقلبی و مقالات باز مانند لانه سازی عروسک روسی را به اشتباه و فریب بیشتر. رولاند با شناسایی با یک شخصیت به پایان می رسد، اما آیا این داستان که همه را با هم به ارمغان می آورد، واقعا گذشته و یا آن است که او اختراع شده است هرگز شناخته نشده است، و در نهایت غیر قابل توجه است. بنابراین ممکن است ظاهر شود که این پلیس رم است نسخه ای از وسواس های Modianos. من این را خریدم (بله، من قبلا خریدم، یک کتاب جدید خریدم) در یکی از مکان های نادری و با ارزش، یک کتابفروشی واقعا خوب با کارکنانی است که می توانند به مشاوره و راهنمایی کمک کنند. یک نمایش بزرگ از Modiano وجود داشت - نمی توانستم حدس بزنم! - پس از خانم زیبا پرسیدم که در آن فکر کردم باید شروع کنم؟ خب، می گوید، کتاب های او تغییراتی را در مورد تم ها ارائه می دهند، بنابراین او پیشنهاد کرد که من حداقل باید نسخه ویژه Le Magazine Littà © raire اختصاص داده شده به این مرد را خریداری کنم و از لیست کارها با خلاصه ها در وجود دارد، یا فقط نگاهی به پشت جلد می اندازد، و آنچه را درخواست کرده اید انتخاب کنید. چندین نفر وجود داشت که با فقدان هویت، جستجو برای هویت، با پازل و جمع کردن قطعاتی از زندگی در ارتباط بودند. من خواندن آن را که مدیا در سال 1945، روز بعد از آزادی، متولد شد. من خواندن می خوانم که پدر مولانا، یهودی خود، از ثبت نام به عنوان یک یهودی یا پوشیدن ستاره ی زرد تحت اشغال برخوردار بوده است، به طور موثر هویت خود را انکار کرده و حتی با نیروهای اشغال همکاری می کند. زنده ماندن با شکستن گذشته خود، با ایجاد یک شخصیت جدید. پدر که خانواده را ترک کرد. ارواح مدیانوس گذشته که سعی دارند تغییرات در آن موضوع بپوشند، اما چنین قرائتی در افراطی قابل انعطاف است. برای مادیانو یکی از آن جادویهای جادویی که هر دو واقعی هستند و نه، هر دو بتنی و نمادین، هر دو فرد خاص و تمام انسان را ایجاد می کنند. جستجو که فراتر از یک نام یا آدرس یا تاریخ تولد است، جستجو که ارتباطات را دنبال می کند، روابط را دنبال می کند، همچنین جستجو نویسنده برای یک داستان است، ساختن درخت روایت از دانه های کوچک. و همچنین داستان خواندن، برای فراموش کردن خود و شناسایی با دیگری، شخصیت و داستان او را در نظر بگیرید و احساس درد او را، سرنوشت خود را به اشتراک بگذارید، اشتباهات خود را به اشتراک گذارید. در این رمان، می بینید که می بینید و ممکن است نمونه ای از مدیانو، حتی مجله Le Magnus Littà © raire در هماهنگی قابل توجه در کار خود نظر می کند، که ممکن است برای همیشه یکسان باشد. کلید: شگفتی با کلیدهای تبدیل قفل؛ جعبه سیگار، قلع بیسکویت که حاوی عکس ها، بلیط ها، قطعه ها، ذخیره های جمع آوری شده از زندگی است. و کتاب سالنامه، یا دفترچه تلفن، یا ثبت نام هر کس که تا به حال در آدرس زندگی می کردند، کتاب های تلفن معکوس، در هر صورت چیزی است که در فرانسه به نام Bottins (؟) - هیچ ایده واقعا نیست، اما آنها به نظر می رسد پیش رو مناسب تحقیقات اینترنتی، بسیار مفید برای محققان خصوصی است. من فکر می کنم این بیشتر به من یادآوری از ساراماگو، که دنیای واقعی است که وزن نمادین را حمل می کند. من باید همه نامها را دوباره خواند. بله Id مانند خواندن بیشتر مدیانو. ببینید چه ریاضتی اجازه می دهد
مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب خیابان بوتیک های خاموش
خرید کتاب خیابان بوتیک های خاموش
جستجوی کتاب خیابان بوتیک های خاموش در گودریدز
مشاهده لینک اصلی
بیشتر از کتاب هایی خوشم میاد که آخرش یه پایانی داشته باشه و به یه جایی برسه و یا حداقل بفهمم چه اتفاقی برای شخصیت ها افتاده ؟
کتاب خوبی بود ، و خوب جایزه بزرگ گنکور رو هم گرفته و پاتریک مودیانو هم شخصیت بزرگی توی ادبیات فرانسه و جهان هست ، اما من تا خود صفحه آخر منتظر بودم بفهمم برای رولاند چه اتفاقی افتاده وقتی میخواستن از مرز خارج بشن چی شده ؟ واز همه مهم تر اصلا چرا میخواستن از فرانسه خارج بشن؟ ولی خب کتاب تموم شد و جواب این سوالات رو پیدا نکردم ، ولی در کل کتاب جالبی بود و ترجمه اش هم ازین ترجمه های خسته کننده نبود که همش میخوای کتاب رو زمین بذاری!
مشاهده لینک اصلی
من تا به حال از پاتریک مدیانو تا به حال برنده جایزه نوبل ادبیات سال 2014 نبوده ام. مطبوعات اظهار داشتند کهMissing Person @ یکی از بهترین رمانهایش بود و جای خوبی برای شروع بود، به طوری که من آن را انجام دادم. من اعتقاد دارم که در سال 1970، رمان رمز و راز با محیط در پاریس، در حالی که من به یاد ندارم که در حال بیان است. گیل رولان یک کارآگاه خصوصی است و رئیس او بازنشسته می شود، که Roland را آزاد می کند تا در مورد مهم ترین مورد همه چیز را بیابد، تا متوجه شود که او واقعا چه کسی است. حافظه او از زندگی زودگذر او رفته است، گای رولاند حتی نام واقعی او را نیز نمی شناسد. فضای خالی در حافظه او از دهه 1940، اشغال پاریس توسط آلمانی ها است. پس چه كسی بود، كسی كه او می دانست چه كسی دوست دارد، چه اتفاقی افتاد؟ Roland چند سرنخ، اسامی افرادی که ممکن است چیزی را بدانند، و به عنوان او با یکدیگر ملاقات می کند، او اطلاعات بیشتری، تصاویر، نامه ها، چیزهایی را که او را بیشتر هدایت می کند، جمع می کند. قلاب در این رمان به اندازه کافی به زودی به طوری که راحت باقی می ماند . نوشتن عالی است، جای تعجب نیست، یک سبک بسیار متمایز و ساده است. چیزی در مورد آن وجود داشت که مرا به همينگوی مراجعه کرد، نه سبک، احتمالا محل و جنبه جنگ. من میخواهم بیشتر از کار Modianos بخوانم، من واقعا تحت تاثیر قرار گرفتم. تنها چیزی که من را از دادن این 5 ستاره نگه داشت، پایان بود، اما من هنوز هم با خوشحالی آن را به دوستانم توصیه می کنم.
مشاهده لینک اصلی
رمان رمز و راز حقیقی درباره یک کارآگاه مغزی که خودش را بررسی می کند. یک تمثیل در مورد پایان عمر جمعی، یادآور Sebalds Austerlitz ...
مشاهده لینک اصلی
نویسنده پاتریک مدیانو، برنده جایزه نوبل سال 2014 در ادبیات بود. این رمان جایزه معتبر Goncourt را در سال 1978 به دست آورد. این داستان در مورد یک کارآگاهی است که حافظه اش را از دست می دهد؛ و برای پرونده نهایی او برای نشان دادن هویت واقعی خود اقدام می کند. آمنیزیای اغلب نتیجه برخی از وقایع غم انگیز در افراد گذشته است. بنابراین، هنگامی که او به تدریج بخش هایی از تاریخ گذشته مرموزش را کشف می کند، حس تشدید تنش را احساس می کنم. همانطور که وی به دنبال عقب نشینی اشغال نازی ها در دهه 1940 در پاریس است (که ممکن است یا ممکن است سرنخ به گذشته اش باشد)، رمان کمتر هیجان انگیز است و بیشتر خود بازتابی در مورد هویت، حافظه و گذر از زندگی است. این داستان به من یک نقل قول از کتاب دیگری که چندین بار خوانده ام را یادآوری می کند: \"چیزی شگفت آور در سال های گذشته است که شواهد شما را شستشو می کنید، ابتدا شما، پس از آن دوستان و خانواده خود، سپس پسران که چهره خود را به یاد داشته باشید، تا زمانی که شما حتی یک حافظه را ندیده اید، فقط کربن وجود ندارد، هیچ اتفاقی بیشتر از اتم های شما نیست، و هم زمان هم آنها را تقسیم می کنند. من این قطعه را کاملا از این آثار وحشیانه و گاه شگفت انگیز یک داستان گرفتم.
مشاهده لینک اصلی
یک داستان کارآگاه که در آن فرد گمشده خود، کارآگاه خود است - یک آمینواسایی برای پیدا کردن سرنخ هایی در مورد هویت از دست رفته خود. سبک او ظریف است، و اغلب به حرکات بی صدا و یا جزئیات کمی در پس زمینه متکی است. هر جایگاهی کم رنگ شده است و تنها مشاهدات خالی از هر مکان به عنوان راوی تلاش می کند خود را مرتب سازی بر اساس. من تصور دروغین از این رمان بود، پس از Id می خوانم که مدیانو دانش آموز Queneau بود، که من برای ادبیات او را به یاد داشته باشید ژیمناستیک در تمرینات سبک. اما اگر Quenau ترجیح می دهد تظاهرات زرق و برق دار از سبک ادبی، Modiano کندتر و معتدل تر است. در نهایت، به سختی احساس کردم که هرگونه پیشرفت در همه جا اتفاق افتاده است - این به خاطر برخی از مشکالت عمدی سبک است، یا Modianos خود را در مورد ضعف حافظه بشری می اندازد؟ من گمان می کنم در اینجا چیزی کنجکاو است، اما من احساس می کنم که من این را نادیده گرفتم
مشاهده لینک اصلی
Je ne suis rienModiano به طور مداوم به شدت این بیانیه را به زودی. @من هیچی نیستم. هیچ چیز نه تنها شبح خیره کننده ای است که بر روی تراس یک کافی نت قرار دارد. من منتظر باران بودم که متوقف شدم، باران که لحظه ای شروع شد، هت من را ترک کرد. @ این، از یک بیانیه کلی، من، هیچ چیز، به یک مناسبت خاص، در تراس یک کافه ©، اما یک کلی، کافی نت بی نام، نه یک خاص (و چگونه می تواند یک شبح رنگی باشد؟)؛ سوئیچ به زمان گذشته، اما نه گذشته تاریخی، نه، ناقص، یک زمان استفاده شده برای رویدادهای به طور منظم دوباره و یا برای ناتمام ...؛ و سپس قصد آب و هوا، باران است که به نظر می رسد می تواند تا لحظه ای که Hutte برای رسیدن به سمبولیک خود رها می کند منتظر بماند، همه این تغییرات به صورت مفصل ادغام می شوند تا این روایت را از روایات، فریبنده، دنیای واقع بینانه، مثل محل درست از همان ابتدا، احساس کمتری داشتم که خواندن و رمزگشایی می کردم، از این جهت که در یک ذهن ناگهانی من در ذهنم قرار گرفتم. برای انتقال این داستان، ساده است: گای رولاند نام و مقالاتی را برای آن فرستاده است ، به عنوان یک راحتی: در واقع او هیچ یادداشتی از او ندارد، هیچ هویتی دارد، هیچ کدام. یو ne suis rien. برای سالها او با هات به عنوان یک محقق خصوصی کار کرده است. حالا که هوت به جنوب فرانسه بازنشسته می شود، رولاند تصمیم می گیرد از منابع رسمی و ارتباطات خود برای تحقیق در گذشته خود استفاده کند. هویت هایی که او کشف می کند، داستان هایی که او پیدا می کند (یا کشف؟) همه خودشان را متقاعد می کنند، نام های تقلبی و مقالات باز مانند لانه سازی عروسک روسی را به اشتباه و فریب بیشتر. رولاند با شناسایی با یک شخصیت به پایان می رسد، اما آیا این داستان که همه را با هم به ارمغان می آورد، واقعا گذشته و یا آن است که او اختراع شده است هرگز شناخته نشده است، و در نهایت غیر قابل توجه است. بنابراین ممکن است ظاهر شود که این پلیس رم است نسخه ای از وسواس های Modianos. من این را خریدم (بله، من قبلا خریدم، یک کتاب جدید خریدم) در یکی از مکان های نادری و با ارزش، یک کتابفروشی واقعا خوب با کارکنانی است که می توانند به مشاوره و راهنمایی کمک کنند. یک نمایش بزرگ از Modiano وجود داشت - نمی توانستم حدس بزنم! - پس از خانم زیبا پرسیدم که در آن فکر کردم باید شروع کنم؟ خب، می گوید، کتاب های او تغییراتی را در مورد تم ها ارائه می دهند، بنابراین او پیشنهاد کرد که من حداقل باید نسخه ویژه Le Magazine Littà © raire اختصاص داده شده به این مرد را خریداری کنم و از لیست کارها با خلاصه ها در وجود دارد، یا فقط نگاهی به پشت جلد می اندازد، و آنچه را درخواست کرده اید انتخاب کنید. چندین نفر وجود داشت که با فقدان هویت، جستجو برای هویت، با پازل و جمع کردن قطعاتی از زندگی در ارتباط بودند. من خواندن آن را که مدیا در سال 1945، روز بعد از آزادی، متولد شد. من خواندن می خوانم که پدر مولانا، یهودی خود، از ثبت نام به عنوان یک یهودی یا پوشیدن ستاره ی زرد تحت اشغال برخوردار بوده است، به طور موثر هویت خود را انکار کرده و حتی با نیروهای اشغال همکاری می کند. زنده ماندن با شکستن گذشته خود، با ایجاد یک شخصیت جدید. پدر که خانواده را ترک کرد. ارواح مدیانوس گذشته که سعی دارند تغییرات در آن موضوع بپوشند، اما چنین قرائتی در افراطی قابل انعطاف است. برای مادیانو یکی از آن جادویهای جادویی که هر دو واقعی هستند و نه، هر دو بتنی و نمادین، هر دو فرد خاص و تمام انسان را ایجاد می کنند. جستجو که فراتر از یک نام یا آدرس یا تاریخ تولد است، جستجو که ارتباطات را دنبال می کند، روابط را دنبال می کند، همچنین جستجو نویسنده برای یک داستان است، ساختن درخت روایت از دانه های کوچک. و همچنین داستان خواندن، برای فراموش کردن خود و شناسایی با دیگری، شخصیت و داستان او را در نظر بگیرید و احساس درد او را، سرنوشت خود را به اشتراک بگذارید، اشتباهات خود را به اشتراک گذارید. در این رمان، می بینید که می بینید و ممکن است نمونه ای از مدیانو، حتی مجله Le Magnus Littà © raire در هماهنگی قابل توجه در کار خود نظر می کند، که ممکن است برای همیشه یکسان باشد. کلید: شگفتی با کلیدهای تبدیل قفل؛ جعبه سیگار، قلع بیسکویت که حاوی عکس ها، بلیط ها، قطعه ها، ذخیره های جمع آوری شده از زندگی است. و کتاب سالنامه، یا دفترچه تلفن، یا ثبت نام هر کس که تا به حال در آدرس زندگی می کردند، کتاب های تلفن معکوس، در هر صورت چیزی است که در فرانسه به نام Bottins (؟) - هیچ ایده واقعا نیست، اما آنها به نظر می رسد پیش رو مناسب تحقیقات اینترنتی، بسیار مفید برای محققان خصوصی است. من فکر می کنم این بیشتر به من یادآوری از ساراماگو، که دنیای واقعی است که وزن نمادین را حمل می کند. من باید همه نامها را دوباره خواند. بله Id مانند خواندن بیشتر مدیانو. ببینید چه ریاضتی اجازه می دهد
مشاهده لینک اصلی