فلوبر، سه داستان، را در سالهای فرجامین زندگیش، نوشت: در آن سالها که در نامهای به دوستی، از سر تلخکامی و اندوهی ژرف، مینوشت: «آینده به هیچ روی نویدی از شادمانی و بهروزی برایم در بر ندارد و گذشته مرا به ستوه میآورد و نیک میفرساید. تنها، به روزهای سپری شده میاندیشم و به آنان که دیگر باز نخواهند آمد. اینهمه، جز نشانهای از پیری و فرسودگی نمیتواند بود.» این سخنان ناامیدانه و اندوهبار را که دل پریشی و تلخکامی از آنها بر میتراود، فلوبر در پنجاه و چهار سالگی مینوشت. او چهار سال پس از آن، به سال ۱۸۸۰، میبایست جهان را بدرود میگفت. سه داستان که بیگمان در شمار درخشانترین آثار اوست، زادهٔ این پریشیدگیها و دلتنگیهاست. بدرودی است بشکوه که آفرینندهٔ مادام بووآری و سالامبو، با جهان رازآلود و فسونکار ادب میکند. نیلوفری است تازه وتر که در تالاب میروید و سرخ گلی نغز و دلاویز است که در خزانی غم آلود، فریبا و شاداب، میشکوفد.
خرید کتاب سه داستان
جستجوی کتاب سه داستان در گودریدز
معرفی کتاب سه داستان از نگاه کاربران
کتاب های مرتبط با - کتاب سه داستان
خرید کتاب سه داستان
جستجوی کتاب سه داستان در گودریدز